امام حسین (ع):مظهرراه سبزآزادگی وآزادی خواهی

جناب آقای موسوی : آنان که در مقابل شما ایستاده اند توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند. امام خمینی ( ره ) صحیفه نور جلد 21 ص 199

عکس حاشیه دار دیدار کروبی و ابطحی با حضور سبزو..!
نویسنده : ha-ba - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸
 

بلاخره نفهمیدیم که از نظر ابطحی خاتمی و کروبی همانی هستند که او گفت یا اینکه آنجا شرایط اینطور بود و یا .....


 
comment نظرات ()
 
«اسکار اینترنت» برای معترضان ایرانی
نویسنده : ha-ba - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۸
 

سازمان «وبی اواردز» (Webby Awards)، استفاده از خدمات توییتر توسط معترضان ایرانی را به عنوان یکی از لحظات تاریخی سال ۲۰۰۹ اینترنت معرفی کرد.

این سازمان، ۱۰ لحظه تاریخی اینترنتی در دهه اخیر را اعلام کرده است که یکی از آنها استفاده معترضان ایرانی از توییتر است.

وبی اواردز، جوایزی هستند که از سال ۱۹۹۶ هر ساله توسط «فرهنگستان بین‌المللی هنرها و علوم دیجیتال» اعطاء می‌شود. این جوایز را «اسکار اینترنت» نیز نامیده‌اند.

چهاردهمین جایزه وبی اواردز در ماه آوریل ۲۰۱۰ در ۱۰۰ مقوله اهدا می‌شود.

لحظات تاریخی سال‌های دهه اخیر که از سوی این سازمان معرفی شده‌اند، عبارتند از:
گسترش فهرست شبکه ارتباطی کریگ به بیرون از شهر سان‌فرانسیسکو (۲۰۰۰)، آغاز به‌کار بخش تبلیغاتی گوگل یا گوگل ادووردز (۲۰۰۰)، آغاز به‌کار دانشنامه ویکی‌پدیا (۲۰۰۱)، تعطیل شدن تارنمای نپستر؛ سایت دریافت رایگان موسیقی (۲۰۰۱)، گوگل آی‌پی‌او ؛آزادسازی سهام گوگل برای عموم (۲۰۰۴)، انقلاب ویدئویی برخط (۲۰۰۶)، دسترسی غیر دانشجویان به فیس‌بوک و آغاز به‌کار توییتر (۲۰۰۶)، به بازار آمدن تلفن‌های چندرسانه‌ای همراه آی‌فون (۲۰۰۷)، مبارزات انتخاباتی ایالات متحده (۲۰۰۸) و اعتراضات انتخاباتی ایران (۲۰۰۹).

در بخش اعتراضات انتخاباتی ایران در بیانیه وبی اواردز به عنوان توضیح آمده ‌است:
«هنگامی که انتخابات سال ۲۰۰۹ ریاست‌جمهوری در ایران، نتایج مشکوک به بار آورد، مخالفان به سراغ توییترها رفتند و بدین‌وسیله، انقلاب توییتر زاده ‌شد. توییتر به‌واقع چنان برای سازماندهی تظاهرات‌ها حیاتی شد که وزارت خارجه ایالات متحده از این شرکت خواست تا وقفه برنامه‌ریزی‌شده خود برای نگهداری سایت را به تعویق بیندازد. این اعتراضات هم‌چنین مزیت توییتر به عنوان یک وسیله اعتراضی کلیدی را نشان داد: از آن‌جا که بیشتر کاربران از طریق یک تارنمای مرکزی به آن وارد نمی‌شوند، سانسور آن تقریباً محال است.»

توییتر (Twitter) یک شبکه گسترده و محبوب ارتباط اینترنتی است. این شبکه همراه با شبکه اجتماعی اینترنتی فیس‌بوک به مهم‌ترین وسایل ارتباط جمعی در ایران به ویژه در میان جوانان تبدیل شده و نقش اطلاع‌رسانی مهمی در انتخابات اخیر و ناآرامی‌های متعاقب آن داشته ‌است.

بنا بر اعلام سازمان وبی اواردز، این ۱۰ لحظه اینترنتی نشان می‌دهند که اینترنت، باعث دور زدن نظام‌های قدیمی شده و قدرت بیشتری به توده مردم داده ‌است.

دیوید-میچل دیویس، مدیر وبی اواردز می‌گوید: «اینترنت، قصه اصلی دهه ماست، زیرا محرکی برای تغییر شد. نه تنها تغییر در زندگی روزمره، بلکه در همه‌چیز از تجارت گرفته تا ارتباطات، سیاست و فرهنگ پاپ.»


 
comment نظرات ()
 
تصویب قطعنامه نقض حقوق بشرضدایران در سازمان ملل با رای سعودی
نویسنده : ha-ba - ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۸
 

کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز جمعه بیستم نوامبر، بیست و نهم آبان، با تصویب قطعنامه ای اقدامات  ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری را شدیدا محکوم کرد.

کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، که به مساله حقوق بشر می پردازد، قطعنامه پیشنهادی کانادا را با ۷۴ رای موافق در مقابل ۴۸ رای مخالف  و ۵۹  رای ممتنع به تصویب رساند.

این در حالی است که محمد خزایی، نماینده ایران در سازمان ملل متحد، با انتقاد از این قطعنامه گفت این برخوردها بر مبنای «ملاحظات سیاسی»  انجام می شود.

 
قطعنامه  کمیته سوم سازمان ملل متحد از «نقض فزاینده و جدی حقوق بشر» در ایران «عمیقا ابراز نگرانی» کرده است.

این قطعنامه به ویژه نسبت به اقدامات حکومت ایران در واکنش به تظاهرات معتر ضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ همزمان با افزایش نقض حقوق بشر در این کشور ابراز نگرانی کرده است.

این قطعنامه  تصریح کرده است که  حکومت ایران  با «زندان و بازداشت های خودسرانه  » فعالان سیاسی، روزنامه نگاران، وبلاگنویسان، دگراندیشان،  وکلا، روحانیون، دانشجویان، دانشگاهیان، مدافعان حقوق بشر   را مورد آزار و ارعاب قرار می دهد. این اقدامات حکومت ایران به « کشته و مجروح » شدن تعداد زیادی منجر شده است.و همچنین گرفتن «اعترافات اجباری، آزار زندانیان از جمله تجاوز و شکنجه» انها در زندان های ایران را محکوم کرده است.

در حالی قطعنامه محکومیت ایران در یک کمیته سازمان ملل متحد به تصویب رسیده است که مقامات قضایی ایران در هفته جاری از صدور حکم اعدام برای پنج نفر از متمهان حوادث پس از انتخابات خبر داده بودند.

عربستان سعودی در اقدامی برخلاف اکثر کشورهای اسلامی به نفع این قطعنامه رای مثبت داد. این در حالی بود که چین و روسیه به این قطعنامه رای مخالف دادند.


 
comment نظرات ()
 
دریغ از یک خط گزارش به مردم تهران
نویسنده : ha-ba - ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸
 

شاید عمده محور سخنان رئیس دولت که خود پیش از این شهردار تهران بوده، در کنار انتقادات گسترده به مدیریت شهری، بحث بازگرداندن مدیریت مترو به دولت بود. فارغ از اینکه چنین بحثی در حال حاضر راهگشای مشکلات مردم تهران خواهد بود یانه، آنچه در این مجال قابل تامل است، رویکرد رئیس جمهور به مدیریت شهری است که در قالب انتقادات از مدیریت فعلی شهری بیان شد.

به گزارش "فردا"، احمدی نژاد در حالی شب گذشته از پشت دوربین های سیمای جمهوری اسلامی، مدیران شهری را به باد انتقاد گرفت، که پیش از ریاست جمهوری، عهده دار مسئولیت مدیریت کلان شهر تهران بود. مروری بر تیتر خبرهای مربوط به شهرداری درسال های 82 تا 84 و دقت در درخواست های مدیریت شهری از دولت وقت و انتقادات شهرداری به دولت، بیان گر این نکته است که احمدی نژاد شهردار، از عملکرد دولت وقت راضی نبوده و انتقاداتی را به مجموعه مدیران دولتی وارد می دانسته است.

بعد از انتخابات ریاست جمهوری دور نهم و مشخص شدن نتایج انتخابات، شاید یکی از انتظاراتی که مردم تهران داشتند، نگاه ویژه رئیس جمهور به مشکلات شهری، پایتخت بود. گذشته از موقعیت خاص تهران به عنوان مرکز سیاسی، آنچه توقع تهرانی ها را بالابرده بود، آشنایی رئیس دولت جدید با مشکلات تهران بود. آشنایی دکتر احمدی نژاد با مسائل مبتلا به پایتخت، پوئن مثبتی برای وی و تهرانی ها بود تا با همکاری دولت و مجموعه مدیریت شهری، در راه حل معظلات شهری پایتخت گام بردارند و نوید روزهای بهتر را برای ام القرای جهان اسلام بدهند، یا لااقل از افزایش مشکلات جلوگیری کنند.

اما هر چه روزها و ماهها و سال ها سپری شد، آنچه بیشتر و بیشتر نمود و در رسانه ها بازتاب یافت، نه هماهنگی، بلکه اختلاف نظر مدیریت شهری تهران با مدیریت اجرایی کشور بود. فارغ از اینکه در این اختلافات چه کسی مقصر بوده و کدام طرف مشکلات شهری را سیاسی می بیند. اظهارات شب گذشته رئیس دولت فعلی و شهردار اسبق تهران، به حق نمود این اختلافات بود.

نکته قابل تامل در این مقال، اینکه احمدی نژاد رئیس جمهور، باز هم همانند، احمدی نژاد شهردار، منتقد بود. او که زمانی در لباس شهردار تهران، از مجموعه مدیریت اجرایی کشور( دولت) بابت بی توجهی و عدم همراهی در رفع مشکلات تهران گلایه مند بود، حال در مقام رئیس دولت، مدیریت شهری را به باد انتقاد گرفته است.

توجه به تجربه مدیریت شهری آقای رئیس جمهور در این گزارش، از این جهت اهمیت دارد که براستی آقای رئیس جمهور در مقام ریاست بر دولت، چه اقدامات مثبتی را برای رفع مشکلات شهری تهران انجام داده اند؟

بیراه نیست اگر گفته شود، بسیاری از تهرانی ها که شب گذشته برنامه «تهران 20 » را دیدند، انتظار داشتند احمدی نژاد گزارش کاری از اقدامات دولت برای حل مشکلات تهران ارائه دهد و توضیح دهد که وی در مقام رئیس دولت، کدام خواسته ها و انتظارات شهرداری را اجابت کرده است. آیا همان انتقاداتی را که در لباس شهردار تهران بر دولت وقت داشته، حال در کسوت رئیس دولت، بر طرف کرده است؟ آیا همان گلایه ها و دلخوری هایی را که شهردار تهران در سال های 82 تا 84 از رئیس جمهور وقت داشته، حال در مقام رئیس جمهور اسباب بوجود آمدن آنها را برطرف کرده است؟ آیا احمدی نژاد شهردار که از عدم حضور شهردار در جلسات دولت، ناراضی بود، اسباب حضور شهردار تهران در جلسات دولت را فراهم کرد؟ آیا احمدی نژاد شهردار که از دولت وقت، تقاضای مدیریت یکپارچه شهری را می کرد، در دولت خود هم بر این امر اهتمام داشته و دارد؟

شایسته تر آن بود که دکتر احمدی نژاد، آشنا با مشکلات شهری، شب گذشته به تهرانی گزارش می داد که آشنایی او با مشکلات شهری، به مدد کدام طرح یا پروژه عمرانی یا فرهنگی تهران آمده است.


 
comment نظرات ()
 
گفت و گوی تفصیلی مهندس موسوی با پایگاه اطلاع رسانی جماران
نویسنده : ha-ba - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
 

مهندس میر حسین موسوی  حدود دو هفته قبل در گفت و گویی تفصیلی با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران که به مناسبت سالروز صدور پیام روشنگرانه ” منشور برادری” از سوی حضرت امام در آبان ۶۷ صورت گرفت، برخی از دیدگاههای خود در خصوص مسایل روز کشور را مطرح کرده است

برخی از عناوین صحبت‌های مهندس میرحسین موسوی به شرح زیر است :

  
حاشیه نظام پررنگ تر از متن آن شده است / هستند کسانی که نان خود را از راه دروغ و تهمت می خورند / عدم کار آمدی به طور قطع به سلب مشروعیت نظام ختم می شود  / تکیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن می تواند کشور را دچار بن بست کند! / قانون اساسی وحی آسمانی نیست؛ مردم برای آزادی و رفاه انقلاب کردند! / اگر داد مردم را دربیاورند، آنان را در برابر دولت قرار می‌دهند / یکی از سئوال‌هایی که در انتخابات مطرح شد این بود که سیصد میلیارد دلار چه شده است؟

مهندس میر حسین موسوی  حدود دو هفته قبل در گفت و گویی تفصیلی با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران که به مناسبت سالروز صدور پیام روشنگرانه ” منشور برادری” از سوی حضرت امام در آبان ۶۷

صورت گرفت، برخی از دیدگاههای خود در خصوص مسایل روز کشور را مطرح کرده است.این گفت و گو امروز در سایت جماران منتشر شد.

به گزارش جماران  ۹سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یاران روحانی رهبر انقلاب، گرد آمدن بر یکی از موثرترین حلقه‌های جامعه روحانی را برنتافتند و سودای جدایی و ایجاد مجمع دیگری کردند. رهبر کبیر انقلاب این زایش تاریخی شاگردان خویش را مبارک دانست و مجمع روحانیون مبارز از دل جامعه روحانیت اعلام موجودیت کرد. جریان جدیدی که معادلات سیاسی را در انتخابات پیش روی مجلس سوم به نفع خود تغییر داد و همچنین در رخدادهای سیاسی کشور نقش تاثیرگذاری پیدا کرد.

گفت و گویی تفصیلی مهندس موسوی با پایگاه اطلاع رسانی جماران

امام ضمن تایید این انشقاق، به نگارش توصیه نامه ای روشنگرانه به این دو جریان دست یازید، نامه ای که عطف به محتوای آن به “منشور برادری” شهرت یافت. ۲۱ سال پس از صدور منشور برادری از سوی امام خمینی(س)، سراغ یاران امام و بزرگان انقلاب رفته ایم تا مراد رهبر کبیر را از «وحدت» و «اختلاف» بپرسیم و چاره چالش های فراروی وحدت ملی و امنیت سیاسی را در برهه ای از حساس ترین دوران نظام جمهوری اسلامی از آنها بخواهیم.میرحسین موسوی نیازی به معرفی ندارد. همان که نخست وزیر مود وثوق امام خمینی (س) است و کاندیدای مطرح ریاست جمهوری دوره دهم.

در نشست دو ساعته اعضای تحریریه پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با میرحسین موسوی ، او بارها از قانون اساسی به عنوان میثاق ملی و نماد وحدت یاد کرد و تفسیر نامتوازن آن را مهمترین عامل تفرقه دانست. با آخرین نخست وزیر در طبقه هفتم ساختمان صبا گفتگو کردیم، بنایی که به همراه چند بنای معروف دیگر، حاصل معماری مهندس هنرمند است.

گفتگو با مهندس میرحسین موسوی پیرامون منشور برادری چنین آغاز می شود: «وحدت بخشی از رویکردی است که حضرت امام خمینی (س)از اول انقلاب تا آخر عمرشان به آن توجه می کردند. امام کاملا توجه داشتند که مهمترین سرمایه ما وحدت ملی هست و تلاش می کردند این وحدت در گسترده ترین شکل خودش وجود داشته باشد. مردم دور هم باشند. هیچ نوع متن مهمی از ایشان نمی بینیم که به این مساله تاکید نکرده باشند.

میر حسین، وحدت را همزاد قبول کثرت اندیشه های سیاسی و فکری در جامعه معرفی می کند و می گوید: کثرت اندیشه ها و نظرات، امام را آزرده و پریشان نمی کرد بلکه اینها را به عنوان نعمتی برای جمهوری اسلامی می دانست. به نظر من ، گاهی خود ایشان با مهر تاییدی که روی این مساله می نهادند اختلاف را به عنوان یک ضرورت مطرح می کردند که درخشنده ترین رفتار امام در این خصوص، رضایت کامل ایشان با تشکیل مجمع روحانیون مبارز است.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس بحران های دهه اول را بهانه محدود کردن فضای سیاسی از سوی حاکمیت نمی داند و اظهار می دارد: در عرف ملی و جهانی، رهبری کشوری که انقلاب کرده و درگیر آشوب های داخلی و جنگ خارجی است، باید به این سمت گرایش داشته باشد که اندیشه ها و افکار مختلف را در یک کانال قرار بدهد و سعی کند یک اندیشه در کشور حاکم باشد؛ ولی امام با تاکیدی که روی تشکیل مجمع روحانیون داشتند، نشان دادند که وجود مستقل دو گروه مجمع روحانیون و جامعه روحانیت مبارک بوده و این کثرت ضروری است.

مبادا به دلیل طرح تنگ نظرانه مباحث فقهی، مردم در حصاری قرار بگیرند که آزادی خود را از دست بدهند

مهندس موسوی به فرازی از “منشور برادری” در خصوص باز بودن باب اجتهاد در نظام اسلامی اشاره کرده و خاطرنشان می سازد: امام توجه داشتند که مبادا تکیه بر نظام ارزشی اسلامی و مباحث تام فقهی، منجر به این شود که اندیشه های دیگر و حتی خود این اندیشه ها خفه بشوند و امکان بروز و ظهور پیدا نکنند. امام مدام تاکید می کردند که در زمینه های فقهی نظرات مختلفی گرداگرد مسائل گوناگون می‌تواند وجود داشته باشد.

“” من به نظرم می آید که این موضع گیری ایشان که خیلی صریح و روشن است؛ تنها جنبه فقهی ندارد و متوجه فقها نیست بلکه بیش از فقها، به نظر من دغدغه مردم مد نظر امام است که مبادا به دلیل طرح مباحث تنگ نظرانه این بحث ها، مردم در حصاری قرار بگیرند که آزادی خود را از دست بدهند.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
پیش بینی های میرحسین محقق می شود.
نویسنده : ha-ba - ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸
 

احمدی نژاد امروز سر زده راهی بهارستان شد تا در جلسه نمایندگان که در حال بررسی لایحه هدفنمد کردن یارانه ها بودند آن ها را تهدید کند که اگر آن چه را او می خواهد تصویب نکنند، لایحه را پس می گیرد (+) . تنش کلامی بین احمدی نژاد و لاریجانی هم از غیرعادی بودن این دیدار حکایت می کند. به نظر می رسد پیش بینی های میرحسین مبنی بر ورود دولت به فاز دیکتاتوری پس از فاز بی اعتنایی به قوانین در حال تحقق است. میرحسین مهم ترین نگرانی و حتی بهانه خود را برای ورود به عرصه انتخابات همین ورود به فاز دیکتاتوری و استبداد می دانست که پیش زمینه های آن با انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و حذف نگاه کارشناسی در مصوبات دولت آماده شده بود. در این فاز دولت سایر نهادهای قانونی را تا حدی قبول دارد که بر مصوبات و نظرات او صحه بگذارند. شیوه برخورد امروز احمدی نژاد به چالش کشیدن جایگاه قانونی مجلس است که بنیانگذار فقید انقلاب از آن به عنوان "رأس امور" یاد کرده بود. احمدی نژاد البته می تواند با این شیوه توپ اجرایی نشدن این لایحه را که از شعارهای اصلی او بود به زمین مجلس بیندازد به خصوص پس از آن که صدای اعتراض کارشناسان مخالف این لایحه هر روز بلندتر از روز قبل به گوش می رسد.

13 آبان از دانشگاه تهران تا سفارت آمریکا را سبز خواهیم کرد


 
comment نظرات ()
 
جنبش پوشالی سبزتان مبارک
نویسنده : ha-ba - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸
 

سبز علوى طرفداران جنبش سبز را متهم کرده که در تعارض با سلوک على و ائمه معصومینند، ولى از قضا میرحسین موسوى خود از آل‌پیغمبر است. از این هم بگذریم بنیانگذار انقلاب اسلامی، دولتش را در دهه 60، دولت خدمتگذار مى‌نامد و خود او را هم مورد ستایش قرار مى‌دهد، اما به هر حال با عینک ایدئولوژى همه این اتفاقات محتمل است، حتى اگر شیعه راه على را اموى کنند و نخبه منسوب به انقلاب و امام را پیاده‌نظام آمریکا و اسرائیل.

..........................................................................................................................

 

حیات نو-هادى خسروشاهین:گویى میدان جنگ است، نزاع اموى و علوى راه انداخته‌اند تا ایرانى را در برابر ایرانى قرار دهند. خود را علوى مى‌خوانند و دیگران را اموى تا در دور باطل سفید و سیاه، عده‌اى از هموطنان‌شان را دشمن بخوانند. اگر مرحوم شریعتى سال‌ها قبل شیعیان را به صفوى و علوى تقسیم کرد، اما اینها پا را فراتر گذاشته‌اند و بخشى از جمعیت شیعه کشور را مخالف سلوک و رفتار ائمه معرفى مى‌کنند. اگر معلم انقلاب، شیعیان را به دو دسته طرفداران و مخالفان وضع موجود تفکیک کرد تا تفاوت شیعه محافظه‌کار و انقلابى مشخص شود، لااقل براى آن سندیتى در تاریخ بود. چرا که یکى سیاسى بود و اهل قیام و دیگرى تقیه مى‌کرد و حتى به مصلحت نقش ولیعهدى عباسیان را برعهده مى‌گرفت. اما اینها نه منطق‌شان روشن است و نه حرف‌شان برهان و نمونه تاریخى دارد. در کجاى تاریخ تشیع و در کدام رفتار و کردار امامان معصوم، پیرو علی(ع) را اموى مى‌خواندند. حتى جدال و جدل شیعیان چهار امامى و ۱۲ امامى در طول تاریخ چنین نمونه‌اى به خود ندیده است، حال این منطق خودساخته جاى خود دارد.

وقتى راه مذهب را در برابر ایدئولوژى گشودیم، این اتفاقات نادر هم ظهور خواهند کرد و هم گریبان حقیقت را خواهند گرفت. ایدئولوژى همه را خودى مى‌خواهد. از هر چه در توانش است، سود مى‌جوید تا همه را یک رنگ کند، حتى اجازه دهید بگویم بى‌رنگ. چرا که شهروندان بى‌رنگ، به آسانى رنگ ایدئولوژى مى‌گیرند تا آنها که رگ و ریشه‌اى از قبل داشته‌اند. حتى پروژه تواب‌سازى نیز چندان به کار ایدئولوژى نمى‌آید، چون احتمال بازگشت توبه‌کننده هست در حالى که وقتى به توده‌هاى بى‌رنگ از همان اول بفهمانى که ایدئولوژى تنها راه رستگارى است، آن زمان بازگشتى از مسیر نجات نخواهد بود.

ولى اشتباه نکنید غرب‌ستیزان علوى ما، خود غرب گرایند. مگر ایدئولوژى محصول مدرنیته غرب نبود و نتیجه تراوشات فکرى ایدئولوگ‌هاى راست و چپ اروپا نیست.پس غرب‌ستیزى آنها هم با ابزار و عینکى که مالکیتش را چشم‌روشن‌ها دارند، پایه‌اش چندان محکم نیست.

اگر غرب‌نشینان، ایدئولوژى را ساختند و از آن معجونى براى اداره ملک و مملکت، برخى در سرزمین ما از آن سود مى‌جویند براى انگ‌زدن، اتهام پراکنى و لجن‌مال کردن شهروندانشان. حتى نه با آن دسته از شهروندان و اقلیت مذهبى که با شیعیانى که هم مذهب آنهایند.

آنها که ادعا مى‌کنند پایبند سنت اسلامى و سلوک علوى هستند، چگونه مى‌توانند به هم مذهب خود انگ على‌ستیزى و شیعه‌کشى بزنند و چه جالب که با وجود این افتراق و جدایى از تاریخ تشیع، جمعیت تازه تاسیس‌شان- جنبش سبز علوی- رسالت خود را مبارزه با دغل‌بازان سیاسى معرفى مى‌کند که قصد مصادره رنگ سبز علوى را کرده‌اند.

چگونه مى‌توان این ادعا را باور کرد، در حالى که خود با مطامع سیاسى و اغراض قدرت، برادران شیعه‌شان را اموى معرفى مى‌کنند.

همین گروه در اولین بیانیه خود اشارت به این نکته دارند که طرفداران جنبش سبز اموی- بخوانید طرفداران میرحسین موسوى و ۱۳ میلیون نفرى که مطابق آمار اعلام شده رسمى به آخرین نخست‌وزیر جمهورى اسلامى رأى دادند- با خارج در ارتباطند، حال آنکه مبناى وجودى خود آنها ایدئولوژى غربى است؛ آن هم از آن دسته ایدئولوژى‌هایى که در درون مرزهاى ملى به دنبال دشمن‌سازى و دشمن‌تراشى است تا حمایت از منافع آحاد مردم کشورش. اگر در ایران شیعه، ۱۳ میلیون نفر اموى‌اند، پس آن‌وقت چه نیازى به نیروى انتظامى بود که کارکرد اصلى‌اش تنبیه و تنبه شهروندان است و نه حذف آنها. اگر مدعیان طرفدارى سبز علوى واقعا باور دارند که حدود حداقل ۱۴ تا ۱۵ میلیون نفر اموى در ایران زندگى مى‌کنند، بهتر است بساط نیروى انتظامى جمع شود و کار به نظامیان سپرده شود.

شاید از نظر آقایان تفاوتى میان این جمعیت میلیونى با بعثى‌ها در جنگ ۸ ساله نیست.

نکته حیرت‌آور دیگرى هم هست و آن انگ و اتهام اموى بودن به رهبر طرفداران جنبش سبز است. سبز علوى طرفداران جنبش سبز را متهم کرده که در تعارض با سلوک على و ائمه معصومینند، ولى از قضا میرحسین موسوى خود از آل‌پیغمبر است. از این هم بگذریم بنیانگذار انقلاب اسلامی، دولتش را در دهه ۶۰، دولت خدمتگذار مى‌نامد و خود او را هم مورد ستایش قرار مى‌دهد، اما به هر حال با عینک ایدئولوژى همه این اتفاقات محتمل است، حتى اگر شیعه راه على را اموى کنند و نخبه منسوب به انقلاب و امام را پیاده‌نظام آمریکا و اسرائیل.

ظاهرا آخرالزمان است. آن هم در عصر ایدئولوژى‌هایى که همه چیز را وارونه مى‌کند. نشان سبز و صلح امامان معصوم را به نشان جنگ، ضرب و زور تبدیل مى‌کنند و به دیگران اتهامات ناروا مى‌زنند. مگر امام معصوم نفرمود که نسبت دادن دروغ به مومن، فرد را از دایره دوستان الله خارج مى‌کند. حال چگونه مى‌توان اموى خواندن میرحسین موسوى و طرفدارانش را مصداق سبز علوى دانست و طریقت تشیع.

اى کاش عصر ایدئولوژى‌هاى خشن از کشور ما رخت بربندد و بازگشت به سنت نبوى و سلوک علوى احیا شود. اما با این همه تفکیک و تبعیض، اندک تجانسى هم مى‌توان دید و آن ورود مخالفان جنبش سبز به صف طرفداران رنگ سبز است. اگرچه این تجانس ظاهرى است و صورى و نه کیفى و عینى ولى با این وجود چنین رنگ‌پذیرى و تاثیرپذیرى را به مخالفان خود تبریک مى‌گوییم. جنبش سبزتان مبارک.


 
comment نظرات ()
 
بیانیه شماره ۱۴ میرحسین موسوی در آستانه سیزدهم آبان
نویسنده : ha-ba - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸
 

کلمه:  مهندس میرحسین موسوی  در آستانه ی یوم الله سیزدهم آبان بیانیه ای خطاب به ملت شریف ایران صادر کرد . به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی


 
comment نظرات ()
 
فتنه‌گران کسانی هستند که به دنبال حذف اکثریت جامعه هستند
نویسنده : ha-ba - ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸
 

کلمه: موسوی‌ لاری این روزها مانتد دیگر همفکران خود به شدت نگران وضعیت کشور و از دست رفتن سرمایه‌های اجتماعی است و از این رو معتقد است برای رسیدن به یک وفاق حداکثری از بین رفتن فضای امنیتی شرطی لازم است.

وزیر کشور دولت خاتمی در گفتگویی تفصیلی با ایلنا، با تشریح آخرین وضعیت جبهه اصلاحات،‌ درباره نگرش اصلاح‌طلبان به طرح وحدت ملی‌ و علت هجمه‌های صورت گرفته به مجمع روحانیون مبارز و برخی اعضای شاخص آن سخن گفت. مشروح این گفت‌و‌گو در ادامه می‌آید:

سید عبدالواحد موسوی‌لاری در تحلیل خود از آینده جریان اصلاح‌طلبی، معتقد است: جریانی که امروز بر اریکه قدرت تکیه زده، فکر می‌کند با حذف رقبا، می‌تواند بدون هیچ مشکلی مسیر خود را ادامه دهد و اکثریت جامعه را از حضور در عرصه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری محروم کند.

وی با بیان اینکه تلقی این جریان این است که طرف مقابل آنها ابزار اجرایی و اداری در اختیار ندارد، بنابراین نمی‌تواند در مناسبات اجتماعی سهمی داشته باشد، ادامه داد: به اعتقاد من، این موضع، سطحی‌نگری است و کسانی که واقعیات جامعه را نمی‌بیند، گمان می‌کنند با قبضه کردن ابزارهای مدیریتی می‌توانند جامعه را با خود همراه کنند، در حالی که در هیچ دوره‌ای از تاریخ، این نگاه جواب نداده است.

وزیر ‌کشور دولت اصلاحات ادامه داد: تلقی آنها از جریان اصلاح‌طلبی نیز اشتباه است؛ گمان می‌کنند اندیشه اصلاح‌طلبی، مجموعه‌ای از احزاب و تشکل‌های سیاسی و چهره‌های شاخص و عناصر موثر است که حامل فکر و اندیشه‌ اصلاح طلبی می‌باشند و اگر موفق شوند این افراد و یا احزاب را از گردونه خارج کنند، عملا جامعه با تفکر اصلاح‌طلبی فاصله خواهد گرفت که به اعتقاد من، منشا این نوع نگاه یا ساده‌نگری است و یا غرور بیش از حد، که در هر صورت با واقعیات جامعه منطبق نیست.

تحول خواهی و اصلاح‌طلبی ذهنیت عمومی جامعه ماست

موسوی‌لاری با تاکید بر اینکه اصل تحول خواهی و اصلاح‌طلبی ذهنیت عمومی جامعه ماست، خاطرنشان کرد: اکثریت جامعه نسبت به پاره‌ای از مسائل ذهنیت منفی دارند و خواهان اصلاح آن هستند، مثلا در نحوه گردش نخبگان ذهنیت جامعه این است که باید از طریق انتخابات آزاد، گردش نخبگان صورت گیرد و این مساله خواست مردم ماست.

وی ادامه داد: متاسفانه این خواست از سال ۶۹ و با تفسیر اصل ۹۹ قانون اساسی توسط شورای نگهبان روز بروز دچار مشکل شد و در انتخابات مجلس چهارم این تفسیر، زمینه ساز حذف عده زیادی از مدیران سابقه‌دار جامعه و نمایندگان خوشنام مجلس سوم شد. تلقی آن روز جریان محافظه‌کار این بود که شورای نگهبان با ابزاری که در اختیار دارد عد‌ه‌ای از جریان مقابل را تحت عنوان عدم صلاحیت کنار می‌گذارد و اتفاقی نخواهد افتاد.

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز ادامه داد: در انتخابات ریاست جمهوری هفتم فضای عمومی جامعه به سمت انتخاب نامزدی رفت که کمترین حمایت را از ناحیه حاکمان با خود داشت؛ گرچه این تفکر و منادیان آن دست از روش خود برنداشتند و در مجلس ششم نیز تلاش کردند عده‌ای را رد صلاحیت کنند، ولی دیدید که مردم با چه شور و هیجانی در انتخابات مجلس ششم شرکت کردند و با چه ترکیبی آن را تشکیل دادند.

اداره جامعه از طریق حذف یک گروه و تقویت گروه دیگر میسر نمی‌گردد

وی با تاکید بر اینکه نگاه عامه جامعه ما اصلاح همین نوع رفتارهاست، ادامه داد: جریان اصلاح‌طلبی معتقد است، اداره جامعه از طریق حذف یک گروه و تقویت گروه دیگر میسر نمی‌گردد، بلکه باید از طریق انتخابات آزاد انجام شود تا پشتوانه اعتماد عمومی را همراه خود داشته باشد.

موسوی لاری‌تاکید کرد: اگر گروهی بخواهد راه اصلاح طلبی را ببندد، باید جلوی این تفکر؛ یعنی چرخش مدیریت از طریق انتخابات آزاد را بگیرد، یعنی اکثریت مردم را که خواستار تاثیر‌گذاری رای خود هستند از حوزه تصمیم‌گیری خارج کند و نتیجه این روش هم وضعیتی خواهد شد که در آن،‌ اقلیتی با ابزارهای شبه‌قانونی و با امکانات اداری بخواهد بر اکثریت وسیع حکومت کند.

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز با تاکید بر اینکه آنچه جامعه می‌خواهد ادامه مسیر اصلاح طلبی است، تصریح کرد: اصلاح طلبی در متن جامعه ما نهادینه شده و خواست اکثریت است و جلوگیری از آن، به معنای بستن رودخانه است که اگر جلوی آن را بگیرند، ممکن است از جای دیگر سر در بیاورد.

شبیه‌سازی جریان اصلاحات موفق نیست

موسوی‌لاری در پاسخ به اینکه آیا برخی تلاش‌ها برای تولید جریان و یا چهره‌های اصلاح‌طلب جدید می‌توانند موفق شوند،‌ با تاکید بر اینکه نباید تصور شود که مقوله اصلاح‌طلبی مقوله‌ای است که می‌توان با آن مقابله کرد، خاطرنشان کرد: اینکه عده‌ای را از گردونه تاثیرگذاری خارج کنند و بخواهند افراد دیگری را با عنوانی مشابه جایگزین آنها کنند، شدنی نیست و اگر روی کار آمدن یک جریان به صورت نمایشی و بدلی باشد، جامعه از آن استقبال نخواهد کرد.

وی با اشاره به اینکه قبلا هم در مشابه‌سازی گروه‌هایی چو ن طبرزدی، چنین راهکارهایی تجربه شد و نتیجه‌ای در برنداشت، افزود: البته شکل‌گیری جریان منتقد جدید میسر است، به شرط اینکه جامعه نسبت به جناح جدید اعتماد پیدا کند.

قالیباف، لاریجانی، رضایی واقعا با جریان حاکم فعلی مشکلات جدی دارند

عضو ارشد مجمع روحانیون با بیان اینکه افرادی چون قالیباف، لاریجانی، رضایی واقعا با جریان حاکم فعلی مشکلات جدی دارند، گفت: نگاه آنها با طیف حاکم در مورد مسائل اجرایی کشور متفاوت است و معتقدم همین که در طیف اصولگرا جریانی شکل گرفته که وضعیت موجود را نمی‌پسندد نشان از تاثیرگذاری اندیشه اصلاح‌طلبی دارد که توانسته است راه شفاف را نشان دهد.

ریزش جریان اصولگرایی

وی با تاکید بر اینکه خیلی از افراد دلسوز و علاقه‌مند به نظام سعی می‌کنند بر اساس ملاک‌های صحیح، انقلاب و نظام حرکت کنند، اظهار داشت: خردورزان و عقلای جریان اصول‌گرایی با آنچه که امروز در صحنه جامعه در حوزه مدیریت اتفاق می‌افتد، مخالفند و این روحیه انتقادی و مخالفت را نباید به معنای بدل‌سازی دانست، بلکه معنای درست آن،‌ ریزش جریان اصولگرایی است که البته آنها می‌توانند در کنار جریان اصلاح‌طلبی، مسیر آینده را مشخص کنند.

خشونت‌طلبان بیشترین آسیب را به جامعه می‌زنند

موسوی‌لاری در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر ارزیابی خود از طرح‌های مطرح شده برای برون رفت از شرایط فعلی کشور، گفت: معتقدم مهمترین آسیب امروز جامعه، آسیبی است که از ناحیه عناصر افراطی و خشونت طلب وارد می‌شود و این گروه با مطلق‌انگاری خود به کشور ضربه می‌زنند.

وی ادامه داد: در واقع امروز مهمترین مشکل ما، مطلق‌نگری طیف محدودی است که در بخشی از امور جاری کشور مسلط شده‌اند و تصور آنها این است که با حذف رقبا می‌توانند امور را بلامنازع پیش ببرند، در حالی که واقعیت مساله اینگونه نیست، جامعه این نگاه را نمی‌پسندد و بر همین اساس دلسوزان نظام در دو طیف اصولگرا و اصلاح‌طلب، خروج از این شرایط را به عنوان یک وظیفه تلقی می‌کنند.

موسوی‌لاری خاطرنشان کرد: سخنانی از قبیل گفته‌های آقایان هاشمی، رضایی و یا عسگراولادی و یا امثال آنها که حرکت به سمت نوعی وفاق و اجماع را دنبال می‌کنند، مبین نگرانی، دغدغه و دلشوره‌ای است که نسبت به آینده جامعه دارند و در مقابل این گروه، جریان افراطی وجود دارد که حرکت به سمت وفاق را نوعی فتنه تلقی می‌کند، این افراد همان کسانی هستند که یا درک درستی از واقعیات جامعه ندارند و یا فکر می‌کنند چون همه ابزار را در اختیار دارند،‌ نیازی به دیگران نیست.

مخالفان طرح وحدت ملی بقای خود را در تشنج می‌بینند

وزیر‌کشور دولت اصلاحات در توضیح این گفته خود، تصریح کرد: اگر ما یک خط کشی بخواهیم انجام دهیم، در یک سوی این خط کشی عناصر خردورز و دوراندیش جامعه هستند که صرف نظر از وابستگی‌های جبهه‌ای خود، به آینده جمهوری اسلامی، نیاز‌های جامعه و خواست اکثریت توجه دارند و تلاش می‌کنند جامعه را به سمت آرامش و نوع وفاق همدلی پیش ببرند. در سوی دیگر هم کسانی هستند که بقای خود را در تشنج می‌بینند و فلسفه وجودی خود را با وجود بحران گره زده‌اند. اگر درگیری و خشونت‌طلبی در جامعه وجود داشته باشد و جریانات درون نظام، به جان هم بیفتند، آنها می‌توانند اظهار وجود کنند و برای خود معنایی قائل شوند،‌ اما اگر جامعه به سمت آرامش و خردورزی پیش برود، میدان‌داری آنها محدود خواهد شد، بنابراین سعی می‌کنند جامعه دائما در حال تنش باشد تا بتوانند بقای خود را تثبیت کنند.

موسوی لاری خاطرنشان کرد: پیشنهادهای آقایان رضایی، عسگراولادی، ‌باهنر و هاشمی برخاسته از نوعی مآل اندیشی است و مخالفت‌های افراطی با این طرح‌ها نیز از ناحیه کسانی است که بقای خود را در تشنج می‌بینند.

کاهش فضای متشنج،‌ مطالبه عمومی دلسوزان نظام است

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به این سوال که آیا چهره‌های شاخص اصولگرا با تعریفی که اصلاح طلبان از وحدت دارند، همراه هستند‌، گفت: حرکت به سمت نوعی وفاق و همدلی و کاهش فضای متشنج به عنوان یک مطالبه جدی بین دلسوزان نظام مطرح است، اما اینکه روش رسیدن به این نقطه، شاخص‌ها و مولفه‌ها و عناوینی که می‌توان حول آن وحدت کرد، چیست، مقولاتی است که طیف‌های مختلف جامعه روی آن اختلاف نظر دارند و البته باید گفت چنین چیزی غیرطبیعی نیست و اگر اختلاف نظر پیرامون برخی موارد نبود، دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب تشکیل نمی‌شد.

موسوی لاری با تاکید بر اینکه نفس حرکت به سمت وحدت و همدلی و انسجام‌بخشی درونی جامعه، یک مطالبه فراگیر است، تصریح کرد: معتقدم برخی از اصولگرایان، صادقانه در جست و جوی راه حل مناسب در این ارتباط هستند و تلاش‌های فعلی حکایت از دغدغه درونی آنها دارد، زیرا حاکم شدن فضای امنیتی بر همه شئون جامعه مطلوب هیچ کس نیست.

از بین رفتن فضای امنیتی، یکی از پیش شرط‌های رسیدن به وفاق است

وی با تاکید بر اینکه جامعه ما جامعه‌ای باز است که از امام یاد گرفته است که مهمترین شاخص قدرت جامعه، حق انتخاب مردم است، خاطرنشان کرد: این شعار در فضایی بروز پیدا می‌کند که مردم امکان اظهارنظر داشته باشند و فضای رقابت و نه تقابل، آرامش نه خشونت و بهره‌گیری از ابزارهای فرهنگی برای رشد وتکامل باشد، نه فضای استفاده از قوه قهریه.

موسوی لاری گفت: باید عقلای دو جریان با هم تبادل نظر کنند و به مکانیزم مشخصی برای وحدت ملی برسند که قطعا تا رسیدن به آن نقطه نیاز به بحث و تبادل نظر و فضای باز سیاسی و تضارب آراست تا عقلا بتوانند حرف‌های خود را بزنند و موانع از بین برود و از بین رفتن فضای امنیتی، یکی از پیش شرط‌های رسیدن به وفاق است.

به آینده طرح وحدت خوش بین‌ هستم

وزیر‌کشور دولت اصلاحات در پاسخ به این سوال آیا فکر می‌کنید بستر تحقق این مساله وجود دارد، گفت: بنده با خوش‌بینی تصور می‌کنم که تلاش‌های برخی اصولگرایان واقعی است و طرح‌هایی که در این راستا مطرح می‌شود، به معنای وجود نگرانی‌های جدی است، البته هر عنصر سیاسی وقتی پیشنهادی را مطرح می‌کند در مرحله اول حداکثر‌های خود را در نظر می‌گیرد تا به نقطه تعادل با حداکثر‌های طرف مقابل برسد.

وی ادامه داد : بالاخره طراح هر طرحی، سلسله مطالباتی را برای خود واقعی می‌داند که ممکن است جریان مقابل آنها را حاشیه‌ای یا غیر واقعی بداند که آنها باید با هم بنشیند و تبادل نظر کنند تا به نقطه تعادل برسند.

موسوی لاری خاطر نشان کرد: معتقدم اگر این احساس خطر واقعی باشند که فکر می‌کنم این گونه هست، باید اصولگرایان در کنار اصلاح طلبان بنشیند.

عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد:ممکن است برخی افراد جریان اصلاح‌طلب با توجه به هزینه‌هایی که به آن وارد شده است، احساس کنند که این تلاش‌ها واقعی نیست و حاضر نباشد پای میز مذاکره بنشیند ولی در عین حال باید افراد فهیم دو طرف تلاش کنند تا دیدگاه‌ها به هم نزدیک شود و برای رسیدن به مساله وحدت مکانیزم‌های قابل قبول دو طرف یافت شود.

ارائه دهندگان طرح وحدت ملی به اصلاح طلبان اطمینان بدهند

وی با تاکید بر اینکه اگر چنین اتفاقی بیفتد جامعه به سمت بهبود خواهد رفت و در غیر این صورت اختیار از دست عقلا خارج و افراطیون معرکه‌گیر خواهند شد، افزود: اصولگرایانی که طرح وحدت ملی را پیش کشیده‌اند، باید به برخی از لایه‌های اصلاح‌طلب اطمینان بدهند و یکی از راهکارهای اطمینان‌ بخشی، به اعتقاد بنده می‌تواند آزاد‌کردن چهره‌های سیاسی از زندان باشد.

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در مورد اظهارات روح‌الله حسینیان مبنی بر فتنه‌خواندن طرح هاشمی رفسنجانی و رضائی نیز گفت: نمی‌توانم راجع‌ به اظهار نظر افراد آن هم کسانی که معمولا دیدگاه‌های قاعده‌مند ندارند، اظهار نظر کنم، ولی وقتی در جامعه‌ای دو فکر مطرح می‌شود، یکی می‌گوید جامعه را چندپاره نکنیم و خشونت را رواج ندهیم، ولی گروه دیگر می‌گوید بحث ائتلاف و وحدت نوعی فتنه‌گری است که این را باید مردم قضاوت کنند. باید دید اکثریت جامعه کدامیک را می‌پسندد و اگر بناست با کسانی که حقی از آنها ضایع شده، پشت یک میز نشست، باید راهی برای دستیابی به حقوق آنها فراهم شود تا بتوانند به وحدت برسند.

در مورد مصداق فتنه‌گران با امثال عسگراولادی بحث داریم

موسوی‌لاری در تحلیل خود از هجمه‌ها علیه مجمع روحانیون مبارز گفت: مجمع روحانیون مبارز،‌ تشکلی خوش‌نام و بهره گرفته از حمایت‌های امام است. جهت‌گیری اصولی این تشکل، تقویت بنیان‌های جمهوری اسلامی و حرکت در مدار اندیشه امام و با محور قرار دادن اصول روشن قانون اساسی است. از زمان شکل‌گیری تا امروز، مجمع تمام تلاش خود را بر این مبنا استوار کرده که بنیان‌های اصیل نظام حفظ شود و قرائت صحیحی از حرکت و فکر امام ارائه گردد تا راه برای سوءاستفاده از دیدگاه‌ها و نظرات اما توسط دارندگان سلایق مختلف بسته شود و هر‌کس، تفسیر دلخواه خود از راه و رسم امام ارائه نکند.

عضو مجمع روحانیون مبارز با تاکید بر اینکه چه قبل از انتخابات با دعوت مردم برای حضور در صحنه و چه بعد از انتخابات، جهت‌گیری ما مقابله با خشونت‌طلبی و دفاع از حیثیت و آبروی کسانی بوده که در صحنه حضور یافتند و مردمسالاری دینی را جدی تلقی کردند، گفت: مسیری که مجمع روحانیون مبارز رفته است مسیری درست بوده و اینکه فتنه‌گر کیست و مصادیق این مفهوم چه کسانی هستند، مقوله‌ای است که ما با امثال آقای عسگراولادی، درباره آن بحث داریم.

فتنه‌گران کسانی هستند که به دنبال حذف اکثریت جامعه هستند

وی ادامه داد: معتقدم کسانی که در راستای حذف اکثریت جامعه از گردونه تصمیم‌گیری حرکت می‌کنند و به دنبال ایجاد فضایی آکنده از تهمت، افترا و خشونت هستند، به فتنه‌گری دامن می‌زنند. باید ببینیم چه کسانی از آنها حمایت می‌کند آیا مجمع روحانیون در کنار آنهاست و یا اینکه مجمع در کنار اکثریت مردمی است که تنها یک سوال نسبت به نتیجه انتخابات داشتند.

بزرگان اصولگرا باید خط خود را از خشونت‌طلبان جدا کنند

وی با تاکید بر اینکه اختلاف نظر ما با دوستان اصولگرا همین‌جاست، ادامه داد: بزرگان اصولگرا باید خط خود را از خشونت‌طلبان جدا کنند و دلسوزان جامعه نباید اجازه دهند تا افراطیون سرنوشت جامعه را رقم بزنند ممکن است، امثال آقای عسگراولادی در این ارتباط نگاهی داشته باشند ما نیز نگاهی داریم می‌توانیم با آنالیز، مولفه‌های فتنه و مصادیق آن را پیدا کنیم که این کاری سخت نیست.

چرا به موسوی‌خوئینی‌ها در آستانه ۱۳ آبان حمله می‌شود

موسوی لاری در مورد هجمه‌های صورت گرفته علیه آیت‌الله موسوی‌خوئینی‌ها گفت: آقای موسوی‌ خوئینی‌ها، چهره‌ای شناخته شده است و از قبل از انقلاب جزو روحانیون فعال و مبارز بود و به علت تلاش‌های انقلابی خود توسط رژیم ستم‌شاهی بازداشت شده است و از سوی دیگر، یکی از روحانیون خوش‌نامی است که در ساماندهی تشکل‌های روحانی در تهران نقش موثری داشته و بعد از انقلاب نیز مورد حمایت و عنایت امام بوده است.

وی ادامه داد: اگر در مسیری که آقای موسوی‌خوئینی‌ها طی کرده، دقت کنید، متوجه می‌شود از زمانی که ایشان برای پیوستن به امام به پاریس می‌رود تا زمانی که امام از دنیا رفت، امام یک لحظه نسبت به ایشان تردید نکرد.

موسوی‌لاری با تاکید بر اینکه موسوی خوئینی‌ها از طرف امام در اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری به عنوان کسی که صلاحیت نامزدها را بررسی می‌کرد انتخاب شد، گفت: وقتی که قطب‌زاده به عنوان مدیرعامل صداوسیما منصوب شد، امام (ره) برای اینکه از روند امور در صداوسیما اطمینان پیدا کند، آقای موسوی‌خوئینی‌ها را مامور کرد به عنوان نماینده خود در صداوسیما حضور پیدا کند، یا وقتی که مساله حج به عنوان یکی از رسالت‌های نظام جمهوری اسلامی مطرح شد و کانون حج به عنوان نقطه تلاقی همه ملت‌های اسلامی مطرح شد، فردی که از سوی امام برای انجام ماموریت حج انتخاب شد، موسوی خوئینی‌ها بود.

وی خاطر نشان کرد: امام در حکم خود خطاب به آقای موسوی خوئینی‌ها تاکید داشتند که شما با بینش خاص سیاسی امور حج را از ابعاد مختلف رسیدگی کنید و حجاج موظفند که به راهنمایی‌های شما گوش فرا دهند و متصدیان امور نیز موظفند با شما همکاری و از ارشادات شما استفاده کنند.

موسو‌ی‌لاری با اشاره به انتصاب موسوی‌خوئینی‌ها به سمت دادستان کل کشور از سوی امام(ره)‌گفت: وقتی که آیت‌الله العظمی صانعی از سمت دادستانی کل‌کشور استعفا دادند، امام در دیدار با شورای عالی قضایی راجع‌ به آقای موسوی‌خوئینی‌ها گفتند، ایشان را می‌شناسم، فردی عالم و متعهد است و یکی از ویژگی‌های امام این بود که در مورد افراد مبالغه نمی‌کردند و همه این مسائل، نشان‌دهنده سابقه درخشان ایشان است.

موسوی لاری تاکید کرد : معتقدم علی‌رغم اینکه موسوی‌خوئینی‌ها در حوادث بعد از انتخابات حضور چندانی نداشت ولی تهاجم وسیع و‌گسترده نسبت به آقای موسوی خوئینی‌ها از مرز کج‌سلیقگی و رقابت‌ها گذشته است. ایشان کسی است که همیشه حرف‌های خود را قانون‌مدارانه مطرح می‌کند و در اظهارات خود جانب احتیاط را رعایت می‌کند.

وی ادامه داد: دو مساله در این ارتباط سوال ایجاد می‌کند، اینکه این تهاجم وسیع چه مبنایی دارد و چرا در آستانه ۱۳ آبان این تهاجمات صورت می‌گیرد؟ ۱۳ آبان سالروز تسخیر لانه جاسوسی و حرکت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام است که رهبر معنوی و فکری آنها موسوی‌خوئینی‌هاست، حرکتی که از طرف امام به عنوان انقلاب دوم نام گرفته است. چطور کسانی که داعیه مبارزه با آمریکا را دارند، در آستانه ۱۳ آبان که روز مبارزه با آمریکا و استکبارستیزی است با موسوی‌خوئینی‌ها که مظهر مقابله با آمریکا است، اینگونه برخورد کنند و معتقدم این نوع مسائل از رقابت‌های جناحی گذشته و نشان‌دهنده این است که کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است که می‌خواهد چهره ممتاز موسوی‌خوئینی‌ها را زیر سوال ببرد و چرایی آن هنوز برای من روشن نیست.

حمله به بیت امام، بی‌حساب و کتاب نیست

موسوی‌لاری در پایان، درتحلیل خود از تهاجم به بیت امام گفت: تردیدی نیست که امروز اندیشه امام برای برخی مزاحمت ایجاد می‌کند، تابلویی که امام (ره) پیش روی جامعه قرار داد این بود که رای آزاد مردم و اخلاق در جامعه ملاک است و بها دادن به حیثیت مردم باید در نظر گرفته شود که این امروز خوشایند خیلی‌ها نیست، آنهایی که طرفدار خشونت هستند و فضای باز را نمی‌پسندند، اندیشه امام را مزاحم خود می‌دانند و قاعدتا این تهاجمات را بی‌حساب و کتاب انجام نمی‌دهند و تفکری می‌خواهد به تدریج فکر امام را در حاشیه قرار دهد تا کسی از آنها بازخواست نکند.


 
comment نظرات ()
 
13 آبان
نویسنده : ha-ba - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸
 


 
comment نظرات ()
 
پناهندگی دختر کلهر در رسانه ضدانقلاب
نویسنده : ha-ba - ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸
 

یک سایت ضدانقلاب از پناهنده شدن نرگس گلهر دختر مهدی کلهر خبر داد.

به گزارش خبرآنلاین این سایت ادعا کرد با نرگس کلهر که اخیرا فیلمش در جشنواره نورنبرگ نمایش داده شده گفتگوکرده است.

در این مصاحبه از قول نرگس کلهر آمده است:من بیش از یک سال است که با پدرم رابطه ای ندارم.بعد از متارکه والدینم ، با مادرم زندگی می کنم و هیچ کس ازخروجم از کشور خبر ندارد.فیلم را فرستادم و بعد نامه ای برایم آمد مبنی بر اینکه فیلم پذیرفته شده.در ایران هم که بودم کار تدوین می کردم و خرج زندگی ام را در می آوردم.چند فیلم کوتاه هم ساختم که به هیچکدام اجازه و یا مجوز پخش ندادند.این یکی را بدون مجوز ساختم چون می خواستم کار تجربی کنم. ضمن اینکه به کسی نگفته ام دختر فلان کس هستم؛نمی خواهم اسم کسی پشتم باشد.

این سایت افزوده است: نرگس کلهر، دختر مهدی کلهر مشاور محمود احمدی نژاد که با فیلمی در محکومیت شکنجه به فستیوال حقوق بشر نورنبرگ آلمان رفته بود،به غرب پناهنده شد تا ضمن نشان دادن آنکه با پدرش ارتباطی ندارد،این را نیز گفته باشد که«اگر قرارست از بین برویم ،بگذارید خودمان راه مان را انتخاب کنیم

 این مصاحبه که توسط نوشابه امیری صورت گرفته

سایت های مخالف نوشتند: نرگس کلهر فرزند مهدی کلهر پس از پایان فستیوال فیلم حقوق بشر نورنبرگ از دولت آلمان تقاضای پناهندگی سیاسی کرد.

وی با فیلمی در محکومیت شکنجه در فستیوال حقوق بشر نورنبرگ المان شرکت کرده بود.
کارگردان جوان ایرانی با دعوت فستیوال حقوق بشر نورنبرگ در این شهر به سر میبرد. فیلم وی با عنوان دارخیش مورد توجه علاقمندان قرار گرفت.


بر اساس اخبار رسیده به ما وی بزودی در مصاحبه ای با بی بی سی جریان خروج خود از ایران و شرکت در فستیوال را به آگاهی هممیهنان خواهد رساند


 
comment نظرات ()
 
آیت‌الله‌ها در قم چه سوار می‌شوند؟
نویسنده : ha-ba - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸
 

خودرویی که آقایان هاشمی‌شاهرودی، شبیری‌زنجانی، وحیدخراسانی، جوادی‌آملی، نوری‌همدانی، محقق‌داماد و سیدحسن خمینی در قم سوار می‌شوند چیست؟

وبلاگ تورجان در آخرین یادداشتش این‌طور نوشت:

دیروز عصری رفتم درس آیت الله هاشمی شاهرودی. موضوع درس یک بحث مقدماتی بود درباره تاریخچه علم اصول فقه. آقای شاهرودی که تا همین چند ماه پیش رییس قوه قضاییه بود روزهای شنبه تا سه شنبه در قم بحث خارج اصول دارن. ایشون از شاگردان نزدیک شهید صدر هستن و شهید صدر هم یکی از اساتیدصاحب نام در علم اصول فقه.

حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر شاگرد حاضر بودند. محل کلاس هم مسجد محمدیه هست. مسجد محمدیه الان در گوشه سمت چپ شبستان امام خمینی حرم حضرت معصومه قرار داره. چون در حالت عادی مسجد جزء شبستان هست، برای کلاس اطراف محدوده مسجد رو با پارتیشن جدا کرده بودند. از در حرم که می خواستی بری داخل دو تا پرشیای مشکی با یک بنز راهنمایی و رانندگی و چند نفر محافظ رو دم در می دیدی که مربوط به آیت الله شاهرودی بود. چند نفر محافظ دم در ایستاده بودند و چند نفر هم در راهروی مسجد.

اما برخلاف آیت الله شاهرودی بیشتر علمای قم از پیکان برای رفت و آمد استفاده می کنند.

مثلا آیت الله شبیری زنجانی یا پیاده میاد سر درس و یا گاهی وقت ها به خاطر کهولت سن از ماشین استفاده می کنن. اونم یک پیکان بدون محافظ. عقب هم معمولا پسرشون می شینن. که البته تا دفترشون راهی نیست.

آیت الله وحید خراسانی هم با یک پیکان میان درس. معمولا با دو پسرشون میان.

آیت الله جوادی و آیت الله نوری همدانی هم پیکان سوار هستند و معمولا دو محافظ دارند.

ماشین آیت الله مکارم شیرازی سمند هست، با دو محافظ.

آیت الله محقق داماد هم یک پیکان دارند که فکر کنم مدل ۶۰ باشه. (قابل توجه اینکه غیر از پیکان ایشون، همه پیکان های نام برده در این نوشته رنگ سفید و مدل بالا هست. ولی این پیکان منحصر به فرد رنگ نارنجی داره.)آقای محقق محافظ ندارن و فقط سرایدار دفتر ایشون رو می بره و میاره.

سید حسن آقا خمینی هم با ۲ تا پیکان سفید رنگ و معمولا ۳ یا ۴ محافظ میومدن سر درس. البته ایشون امسال با اینکه اسمشون توی لیست استادان هست، هنوز که هنوزه سر کلاس نیومدن.

از اساتید که بگذریم، روحانیون درجه بعدی بیشتر ماشین های ایرانی سوار می شن. عده ای که معتقد به ماشین داشتن نیستند. عده ای پژو ۴۰۵ و البته بعضیا ۲۰۶ خیلیا مثل بقیه مردم پراید سوار می شن و البته پیکان. پژو ۴۰۴ هم که معروف هست به پژو آخوندی! هنوز توی قم دیده می شه

البته خیال نکنید قانون ماشین سواری برای همه روحانیونه. هنوز هم عمامه به سر های موتور سوار توی قم هستند و این مسئله اصلا حساسیت برانگیز نیست

منبع : خبر انلاین


 
comment نظرات ()
 
 



 جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388  جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388  جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی و آنچه که خلاف واقعیت است(مهندس موسوی:بر خلاف اعاهای شما من هنوز هم به قانون پای بندم)تیرماه 1388